عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

15

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

محض اختصار عقود اعداد كثيره يعنى مآت و الوف را حذف كرده و ميكنند آن هم اغلب در محاوره يا به مواردى كه بقراين حاليه خوف خلط و لبسى متصور نباشد . در تهران گويند قحطى سال 88 يعنى قحطى سال 1288 و در فرانسه گويند جنگ سال 70 يعنى جنگ 1870 ما بين آن مملكت و آلمان ، نه در مواردى كه تاريخ تام تمام محقق مطلوب است و احتمال خلط و لبسى مانند اواخر كتب و اسناد و وثايق و نحو ذلك ، ولى اين فقره اولا اختصاصى بنساخ قرن يازدهم ندارد ، زيرا چه دليلى و وجهى براى اين تصور ميتوان كرد كه فقط نساخ آن قرن اين كار را كرده و نساخ قرون قبل و بعد از آن خوددارى نموده باشند ( و من در عمرم بچنين چيزى بر نخورده‌ام ) على اى حال بنحو قطع و يقين عموميت ما بين ايشان چنان كه طابع مدلس ميخواهد قلمداد كند ندارد . و من وقتى كه باينجا رسيدم امتحانا يكى از مجلات فهرست نسخ فارسى لندن تأليف او را بنحو اتفاق باز كردم ، فقط ما بين صفحات 163 - 187 - ده نسخهء مختلف فارسى از قرن يازدهم يافتم ، مورخهء سنوات 1009 - 1028 - 1049 - 1065 - 1070 - 1073 - 1079 - 1090 - 1091 - 1094 - كه تمام عقود آحاد و عشرات و الوف آنها على الرسم كاملا مرقوم است ، پس در 1500 صفحهء آن فهرست چه مقدار نسخ ديگر از اين قبيل ميتوان يافت ، به قياس معلوم است ، و باز طابع مزبور براى اثبات مدعى بى اساس خود كه رقم 93 را در تاريخ اين كتاب بايد 1093 خواند : گويد در پشت صفحهء اول سه رباعى به خط كاتب اصل نسخه مسطور است كه دو رباعى از آنها از آن خود كاتب نسخه است و رباعى سوم از حكيم ركنا ( ركن الدين مسعود متخلص به مسيح كاشى ) و آن دو رباعى اول را كه بعقيدهء او از خود كاتب است در ص 1 از ديباچه نقل كرده است و آن دو رباعى اينست لكاتبه بر هر چه ز اسباب جهان دل بنهى * حاصل غم و رنج و محنت است و تبهى تركش ده و فارغ بنشين ور ندهى * هرگز ز غم و وسوسهء او نرهى